خرید بک لینک
دیگه نمیتونم مثل قبل بنویسمحسم زندانیه بدون اجازه برای هواخوری یا دیدن اسمون زیاد انگولکش نمیکنم زیاد غلغکش نمیدم نمیخوام دوباره سر به هوا بشهبیاد شعر بگه یا داستان بنویسه قبلا گاهی چند خط شعری می اومد سراغمولی دیگه حافظه م از اون رویاها فرسنگها فاصله گرفته حسم مثل اینکه ته نشین شده توی یه حوض کوچیک نه قصد شنا کردن داره و نه هوس رو اب اومدن یه ماهی بی حوصله که فقط ته اب اروم اروم باله هاشو تکون میده تا کمتر انرژی مصرف کنهکلمات میان ,گاهی هم چند تا جمله , اما تلخولی حس نوشتن ازم گرفته شده تقصیر خودمه گنگ و کرخم خیره موندم به روبه روم فقط نفس میکش

برچسب: از این عادت با تو بودن هنوز,از این عادت با تو بودن,از اين عادت با تو بودن,از این عادت با تو بودن یه روز, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

بعد از مدتها اومدم اینجا دیدم تمام پستهایی که گذاشتم از بین رفته

یعنی چی ؟؟؟؟

این پستها رو من بسته بودم چرا باز شدن

درست مثل یه زخم قدیمی

برچسب: سلام,سلام دانلود,سلام عليكم,سلام بمبئی,سلام دانك,سلامات,سلامتی,سلامتك,سلامت,سلام صبح بخیر, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

هیچی ...

برچسب: name,meaning,m,gif,like clockwork,and justice for all,symbol,es6,lost,l, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

زنها نمیگویند "دوستت ندارم" اما وقتی کسی کوچ کند از دلشان ،بافتنی میبافند در عوض بافتن گیسوهایشان. اگر کسی کوچ کند ، ناخنهایشان را کوتاه میکنند، موهایشان را قیچی. شروع میکنند به بستن دکمههای پیراهن ِ یقهسپید آویزان روی چوبلباسی. شروع میکنند به ، محکم کردن شال و روسریشان. به جای آنکه موهایشان را روزی چند بار شانه کنند، شانهشان را میشکنند. به جای آنکه روزی چند ساعت روبروی آینه بایستند مینشینند و انار دانه میکنند. میروند و ظرف میشویند. خانهتکانی میکنند ، حتی اگر عید نباشد. به جای آنکه عطر بخرند، کتاب شعر میخرند. ز

برچسب: نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

دیگه خیلی رفتارا و حرفا ناراحتم نمیکنه اگر هم ناراحت بشم سعی میکنم زمانش طولانی نشه

دیگه از کسی انتظاری ندارم

همه خوش باشن منم یه جوری با خیلی چیزا به بی تفاوتی میرسم

مراقب خودتون و دلتون باشید شما فقط خودتون رودارید و این کم چیزی نیست

قدر خودتون رو بدونید...

برچسب: نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

هر روز که از خواب بیدار میشم سعی میکنم یه رنگی رو برای روزم انتخاب کنم که تا اخر شب حس کنم امروزم قشنگ به اتمام رسیده باید در مقابل خیلی چیزا ایستاده مقاومت کنم نه اینکه یه گوشه بشینم و زانو غم بغل کنم . شاید درامد زیادی نداشته باشم که یک زندگی رو بگردونم اما مثل یک مرد خیلی بیصدا تمام سعیم حل کردن مشکلاتی هست که بچه ها باهاش درگیرند.
امیدم به خداست و وقتی که انطوری که باید باشه شد من با افتخار کنار بچه هام خواهم ایستاد و خوشحال خواهم بود که تنهاشون نگذاشتم

برچسب: یه حس خوب,يه حس خوب,یه حس خوب ناصر زینعلی,یه حس خوبی من دارم,یه حس خوب بهزاد قاسمی,یه حس خوب دارم,يه حس خوب بهزاد قاسمي,یه حس خیلی خوب,شعر یه حس خوب,دلم یه حس خوب میخواد, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

هر وقت دلم میگرفت میامدم اینجا تا کمی اروم بشم

اینبار این دلگرفتگی و دلتنگی جنسش مثل همیشه نیست

تلخه مثل زهر

مادرم برای همیشه رفت به دیدار پدرم ... دلش خیلی تنگ بود براش

حالا با یک غم دوری دیگه که رو دلم نشسته چیکار کنم ...

برچسب: نویسنده: طاها جعفری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 9:17

صفحه بندی